عشق علوی ....
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به مابرکت بده،چراکه دیروزماوقت نکردیم از او تشکر کنیم ...

هر چه را خواسته بودیم ز کرم داد رضا
همه را داد ولی کرب و بلا مانده هنوز ...

از کودکی ام یاد گرفتم که بگویم
مادر پدرم نذر پدر مادر ارباب !
تا بوده همین بوده و تا هست همین است
عالم به فدای پدر و مادر ارباب
چادری ها زهـــــــــرایی نیستند!
اگر در پهلویشان درد دین نداشته باشند...
گوشه ای بنشین
ساعات قبل از افطار
و
به عطش فکر کن ...
نه با فسفر مغز ... یاد بگیر با برهم زدن لب هایت فکرکنی ...

ای زینب عبادت کنندگان یاریمان کن ...
مادر تو عروس آل عباست
شهربانوی کشور زهراست
نذرتان کرده ایم و میسازیم
حرمت را که کعبه ی دلهاست
از ماه پرسیدند: آیا زیباتر از روی تو، چهره ای را خدا آفریده؟
چهره اش گلگون شد و گفت: آیا عباس ابن علی را دیدهای؟
از ادب پرسیدند: چگونه میتوان تو را شناخت؟
گفت: از او که خود را از او شناختم.
از شجاعت پرسیدند: آیا تا به حال مغلوب شدهای؟
به خاک افتاد و گفت: من که باشم که مغلوب یل ام البنین نباشم.
از عشق پرسیدند: دل در گرو که داری؟
سر به زیر انداخت و با خجالت گفت: او که عاشق ترین است… دیوانه عباسم.
از بهشت پرسیدند: از خاک تو والاتر چیست؟
گفت: آن خاکی که سرمه چشمم میکنم… خاک کربلا.
از باران پرسیدند: تو لطافت و پاکی را از که داری؟
گفت: از لبهای خشکیده سقای کربلا.
از غیرت پرسیدند: کمال تو چیست؟
گفت: از آنکه لقب ابوفاضلم.
از مهربانی پرسیدند: مهربانتر از تو کیست؟
آهی کشید و گفت: ای کاش جای بچههای کاروان کربلا بودم و همراه عمو.
از مردانگی پرسیدند: مردانگی را چه میدانی؟
گفت: عباس بودن.
از لبخند پرسیدند: زیباترین چیزی که دیدی چه بود؟
گفت: آن لحظه که اربابم حسین(ع) با دیدن برادر مرا غرق شور و شعف کرد.
و خوشا به حال ما که عباس(ع) داریم.
از حضرت سقا (ع)
نام زیبای تو بس رایحه ی غم دارد
شب میلاد تو هم بوی محرم دارد
فقط کربلا ... فقط ...

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
آقای عشق میلادتان مبارک
همه میگن : تو که آخر گره رو وا میکنی ؛ پس چرا امروز و فردا میکنی؟؟؟